العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

30

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

به زحمت افكندند نه از بيم آتش و شوق بهشت لكن در ملكوت آسمانها و زمين مىنگرند . سپس ميدانند كه خداى سبحان سزاوارتر پرستش است و بس گويا نگاه مىكند بر كسى كه بر فراز آسمان است عرضكرد پروردگار من اين مقام بيكى از امتان منهم بخشيده مىشود ؟ فرمود : اى احمد اين درجه‌ى پيامبران و صديقان از امت تو و غير تو و گروهى از شهيدانست . عرضكرد : اى پروردگار كداميك از پارسايان بيشتر است ؟ پارسايان امت من يا بنى اسرائيل ، فرمود : زاهدان بنى اسرائيل نسبت بزاهدان امت تو مانند يك موئى است سياه كه در بدن گاوى سفيد است ، عرضكرد پروردگارا چطور مىشود و حال اينكه آمار بنى اسرائيل از امت من بيشترند فرمود زيرا آنان بعد از يقين شك نمودند و انكار ورزيدند پس از اقرار . رسول خدا فرمود ستايش ميكنم خدا را براى زاهدان و سپاسگزارى ميكنم او را براى آنان خداى را ميخوانم ، سپس ميگويم بار الاها نگهدارى كن ايشان را و رحم كن و نگهدار دينشان را آن دينى كه بر ايشان برگزيدى ، بار الاها روزى كن ايشان را ايمانى كه بعد از آن شكى در آن نيست و پرهيزكاريى كه در آن اعراضى نيست ، ترسى كه در آن غفلتى نيست ، دانشى كه پس از آن جهلى نيست ، خرديكه پس از آن نادانى نيست ، نزديكيى كه پس از آن دورى نباشد ، خشوعى كه بعد از ان قساوتى نباشد ، يادآوريى كه بعد از آن فراموشى نباشد ، بزرگيى كه بعد از آن خوارى نباشد ، بردباريى كه پس از آن ناراحتى نباشد ، حلمى كه بعد از آن شتاب نباشد دلهايشان را از حيات خودت پر كن تا طلب زندگى در همه وقت از تو نمايند ، آنان را بينا كن به آفتهاى دنيا و آفتهاى نفس‌هايشان و وسوسه‌هاى شيطان پس تو ميدانى آنچه كه در نفس من است و تو داننده‌ى غيبهائى . اى احمد ! بر تو باد بپارسائى زيرا كه پارسائى اول دين و وسط و آخر دين